زیبایی های حیات اجتماعی
آندالوس ها (مردم آندالوسیا را آندالوس می گویند) بسیار حرف می زنند. حرف زدن و پر حرفی کردن برای این مردم قسمتی مهم از حیات اجتماعی آنان است. سر صحبت را با یک آندالوس اگر باز کنی تا هر وقت که امکان داشته باشد هم صحبتت می شود. مردمی که با هم حرف می زنند کمتر از هم کینه به دل می گیرند. این است که می بینی مردم اینجا این قدرصاف و ساده به نظر می رسند. انگار هرچه در دل دارند گفته اند. چه خوب.
گاهی به اتوبوس شبانه ای بر می خوری که ناگهان با توافقی لحظه ای، همه در آن شروع کرده اند به خواندن و کف زدن.
سر و صدا و صداهای بلند اینجا کسی را آزار نمی دهد. اصلا انگار چیزی که ما آن را سروصدا و مزاحمت می دانیم برای اینها معنی ارتباط اجتماعی می دهد. در اتوبوس همه دو به دو با هم صحبت می کنند، با صدای بلند و در تمام طول مسیر و اگرچه راننده قانونا نباید با کسی صحبت کند، به زحمت می تواند از چنین لذتی چشم بپوشد.
در کوچه و خیابان، همه همدیگر را با صدایی بلند صدا می کنند، دوست را که از دور می بینند، انگار سر جالیز است، فریادی از شوق می کشند.
می گویند در اروپا اسپانیا از نظر آلودگی صوتی بعد از یونان مقام دوم را دارد. قطعا این آمار گیری کار کشورهای سرد است. اسپانیا آلودگی صوتی را درک نمی کند. دیشب یک جشن محله ای بود در فضای بازی که به فاصله 3 کوچه از خانه ما است. تقریبا هرکه هرنوع موتور سیکلتی داشت برداشته بود که در کاروان سواره ها همراه شود. موتورها همه دستکاری شده اند که صدایی وحشت آفرین تولید کنند. همه ناگهان از کوچه ما گذشتند. شاید دویست موتور سیکلت. ستونهای خانه می لرزید. شاکی و عصبانی پریدم بیرون که یک طوری اعتراض خودم را اعلام کنم، دیدم با چه آرامشی، پیرمردها و پیر زن ها- که قاعدتا باید اعصابشان خورد شده باشد- صندلی ها را گذاشته اند دم در و لبخند زنان نشسته اند به تماشای شادی جوانان.
آن طرف اروپا، مثلا در سوییس، بعد از ساعت 10 شب نباید سیفون توالت را زد. صدای شر شر حمام یا صدای تلویزیون پس از 10 شب را همسایه به پلیس شکایت می کند.
به جــان زنده دلان سعدیــا که مُلک وجــــود