می ستاییم ات دُن کیشوت
و دوستت داریم، چون چاره ی دیگری نداریم.
نه پولی داری که با آن خوشبخت شوی، نه رییس مردمی هستی که فرمانت ببرند، نه زیبایی ،نه جنگاور بسیار کشته ای، نه ظالمی نه حتی مهربانی ات به کسی رسیده است.
بگذار لا اقل بزرگ ات بداریم. بزرگداشت ها مگر نه این که برای شمایان است که شاعرید و نویسنده اید و متفکراید و فیلسوف و هنرمند؟ مگر نه اینکه هیچ کار از شما بر نمی آید مگر آنکه در بزرگداشتتان تحسین شوید؟
از مادر چرا زاده شدی مرد بزرگ؟
که افتخار اسپانیا باشی؟
اگر من نبودم که دستت را ببوسم در این بیابان به چه کار می آمدی؟

دن کیشوتِ شکسته